ابراهيم اصلاح عربانى
46
كتاب گيلان ( فارسى )
رسيدند . وهسودان كه ابتدا به سيّد پيوسته و سپس از او كناره گرفته بود پسرش ملك جستان را جانشين خود ساخت . ملك جستان نسبت به حسن بن زيد سوگند وفادارى ياد كرد . او به يارى احمد بن عيسى و قاسم بن على ، عراق ، رى ، قزوين ، ابهر و زنجان را تسخير كرد و ديلميان از سوى حسن بن زيد به حكومت اين نواحى رسيدند . » « 34 » زمانىكه حسن بن زيد بر طبرستان حكومت مىكرد سلاطين محلى گيلان در زادگاه خود ، همچون گذشته فرمانروائى داشتند و حتى بر نواحى ديگر نيز فرمان مىراندند . از جمله اين سلاطين و فرمانروايان افراد خاندان وهسودان بودند . برخى از محققان نوشتهاند كه وهسودان پسر مرزوبان اولين پادشاه از سلسله خود در گيلان بود . وى همزمان با قيام حسن بن زيد بر قسمتهاى وسيعى از گيلان فرمانروائى داشت . تختگاه او در دره علياى شاهرود و در ناحيه شهرستان بود . مدت پادشاهى او را مورخان چهل سال ذكر كردهاند . وهسودان با حسن بن زيد عليه سليمان بن عبد الله حاكم خليفه در مازندران متحد شد و قبل از مرگ فرزند خود جستان را به جانشينى انتخاب كرد . ملك جستان ، كه اسلام آورده و از متحدان حسن بن زيد بود ، گويا در اعتقادات مذهبى خويش استوار و ثابت قدم نبود چنانكه چندبار تغيير مذهب داده گاه مسلمان و گاه زرتشتى مىشد . در زمان فرمانروائى وهسودان و خاندان او حسن بن زيد و جانشينانش در طبرستان حكومت مىكردند و با گيلان روابطى صميمانه و مودتآميز داشتند ؛ هربار كه خطرى براى آنان پيش مىآمد به گيلان و ديلمان پناه برده يا از مردم اين سامان يارى مىخواستند ؛ چنانكه در سال 255 هجرى به فرمان خليفه سپاهى تحت فرماندهى مفلح عازم طبرستان شد تا قيام حسن بن زيد را سركوب نمايد . در اين نبرد سپاه حسن بن زيد دچار شكست شد و حسن ناچار به ديلمان پناه برد . مفلح قصد داشت به تعقيب وى پردازد اما چون در همين ايام به رى احضار گرديد از تعقيب حسن و جنگ با ديلميان منصرف شد . ابن اثير در تاريخ كامل خود به اين واقعه اشاره كرده مىنويسد : « در آن سال مفلح لشكر كشيد و با حسن بن زيد علوى جنگ كرد . حسن گريخت و به ديلمان پناه برد . مفلح وارد شهر شد و خانههاى حسن را آتش زد ؛ بعد ديلمان را قصد كرد كه حسن را دستگير كند ؛ سپس بازگشت . . . » « 35 » پس از بازگشت مفلح ، حسن بن زيد به كمك ديلميان به طبرستان مراجعت كرد و بار ديگر بر اوضاع تسلط يافت . وى آنچنان قدرت گرفت كه دو سال بعد يعنى در سال 257 هجرى گرگان را تسخير كرد . محمد بن طاهر امير خراسان سپاه مجهّزى آماده ساخته به سوى گرگان فرستاد اما سپاه وى در برابر جنگجويان حسن بن زيد تاب مقاومت نياورد و گرگان نيز همچون طبرستان زير سلطه دولت علوى قرار گرفت . شكست محمد بن طاهر از حسن بن زيد موجبات تضعيف او را فراهم ساخت و بسيارى از اركان مملكت او متزلزل شد و بالاخره اين ضعف موجبات سقوط طاهريان و پيروزى يعقوب ليث صفار را فراهم ساخت . حسن بن زيد يك بار ديگر در سال 260 هجرى به ديلمان پناه برد و به يارى ديلميان جان خود را نجات داد . اين تاريخ مصادف است با شروع قدرت يعقوب ليث و پيروزيهاى وى در جبهههاى نبرد عليه مخالفان . شرح واقعه از اين قرار است كه عبد الله سجزى يا سگزى رقيب يعقوب و مدعى فرمانروائى خراسان و سيستان چون در برابر حريف توانائى مقاومت نيافت به نيشابور نزد محمد بن طاهر رفت . يعقوب از محمد بن طاهر خواست كه دشمن را به وى تسليم نمايد اما تقاضاى او مورد قبول واقع نشد . ناچار به نيشابور لشكر كشيد . محمد بن طاهر چون احساس كرد كه در برابر حريف قدرت مقاومت ندارد تسليم شد اما عبد الله سجزى از نيشابور گريخت و به طبرستان نزد حسن بن زيد رفت . يعقوب به تعقيب وى پرداخت و هنگامىكه به سارى نزديك شد طى پيامى از حسن بن زيد تقاضا كرد دشمن را به وى تسليم نمايد زيراكه او قصد جنگ ندارد و چنانچه مقصودش حاصل شود راه بازگشت در پيش خواهد گرفت . حسن نيز مانند محمد بن طاهر به قبول تقاضاى يعقوب تن درنداد . يعقوب ليث فرمان جنگ صادر كرد و حسن بن زيد دچار شكست شد و با جمعى از سران سپاه و اطرافيان خويش به ديلمان پناه برد . « 36 » يعقوب سارى و آمل را به تصرف درآورد و مالياتها را وصول كرد . آنگاه به تعقيب حسن برخاست امّا نزول مداوم باران مانع پيشروى سپاه او شده و خسارات فراوانى به وى وارد ساخت . در مرز گيلان و طبرستان كوهستانى وجود داشت كه تنها راه عبور از آن تنگنائى سخت و ناهموار و باريك بود . يعقوب چون عبور سپاه خود را از اين كورهراه ، به احتمال حمله جنگجويان ديلمى ، خطرناك تشخيص داد فرمان بازگشت صادر كرد . در حقيقت نيز ديلميان آماده حمله به سپاه يعقوب ليث بودند و حتى زنان جسور ديلمى تصميم داشتند با تمام قوا از ورود يعقوب و لشكريانش به سرزمين خود ممانعت نمايند . طبرى كه خود در اين عصر مىزيسته ( 310 - 224 هجرى ) نوشته است : « زنان مردم آن ناحيه به مردانشان گفتند بگذاريدش به اين راه درآيد كه اگر درآمد زحمت او را بس كنيم . با ما كه او را بگيريم و براى شما اسيرش كنيم . » « 37 » ابن اثير مورخ بزرگ اسلامى عبارت مزبور را به شيوه ديگرى نقل كرده مىنويسد :
--> ( 34 ) . Les Provinces Caspiennes de Ia Perse , Ie Guilan , H . L . Rabino , p . 388 ( 35 ) . تاريخ الكامل ، عز الدين على بن الاثير ، ترجمهء عباس خليلى ، شركت سهامى چاپ و انتشارات كتب ايران ، جلد 12 ، صفحهء 66 . ( 36 ) . بر طبق روايت ابن خلدون جنگى صورت نگرفت . وى مىنويسد : « يعقوب در سال 260 به طبرستان لشكر كشيد و حسن راه ديلم در پيش گرفت . يعقوب ساريه و آمل بگرفت و از پى حسن روان شد . » تاريخ ابن خلدون ، ترجمه آيتى ، جلد دوم ، صفحه 480 . نويسنده تاريخ سيستان نيز بر همين عقيده است ؛ وى مىنويسد : « چون يعقوب به نزديك گرگان رسيد ايشان هردو ( حسن بن زيد و عبد الله ) به طبرستان شدند . يعقوب از پس ايشان به تاختن برفت . . . و به سارى به ايشان رسيد . چون يعقوب را بديدند هزيمت كردند بىهيچ حرب . حسن زيد به كوه ديلمان اندر شد . » تاريخ سيستان ، انتشارات زوار ، صفحه 223 . ( 37 ) . تاريخ طبرى ، محمد بن جرير طبرى ، ترجمه ابو القاسم پاينده ، بنياد فرهنگ ايران ، جلد پانزدهم ، تهران 1354 ، صفحهء 6442 .